تبليغاتX
آخرین ستاره شب
بین رنج بردن و هیچ به ما حق انتخاب داده اند.من رنج را برداشته ام
محرم که میشه پیراهن مشکیم رو که می پوشم کمی دل نازک می شم آماده تا با هر تلنگری بریزم بیرون توی این سالها تنها عشقی که برام مونده تنها چیزی که عوض نشده همینه یادگار همه اون روزایی که دست بلند می کردم به آسمون میرسید.توی هیهوی دسته های عزا داری و هیئت های رنگ  به رنگ و مداحهای رنگ به رنگ تر...تو داد و قال گرفتن شام و نهار نذری بوی حلیم و شله زرد اشکهای رها شده تاسوعا و عاشورا تو کنجکاوی دیدن حالتهای گریه مردم پای اون دیگ های نذری و لبهایی که مدادم به هم می خورن تو نگاه اشک آلود مادربزرگ وقتی اسم علی اکبر می یادو...یه چیزی هست که دوست دارم اما دنیای من نیست دنیای من راستش رو بخوای اون پنچه تو کاسه روی طاقچه است سرم رو تکیه میدم به دیوار و اشکام شر شر می یاد پایین.به عباس فکر میکنم فقط به عباس به مشک پاره ...............حسین چقدر منتظر بود تا از عباس برادر بشنوه؟

-----------------------------------------------------------------------------

یه تو صیه که ته حلقم گیر کرده بود و داشت خفه م میکرد اگه اهل موسیقی سنتی هستین و تا حالا بهشت من مختاباد رو گوش ندادین خیییییییییییییییییییلی ضرر کردین

------------------------------------------------------------------------------

نشستم با خودم سنگامو وا کندم دیدم داره راست می گه (کی؟؟خب معلومه خودم)آدرس اینجا رو که اون داره منم که دارم سعی می کنم بهش بفهمونم نمی خوام یعنی چی از طرفی دلمم نمی خواد الینجا تعطیل بشه خودمم که خوره نوشتن دارم تصمیم گرفتم اینجا رو بدم دست یه دوست خییییییییییییییییییل خوب و نزدیک برم یه جای دیگه دو ماه پیش هم آخرین پست رو نوشتم رو کاغذ هی امروز فردا شد تا نا غافل زد و دولت کریمه به دادم رسید.خدا وکیلی برای هر کی بد شد من که از همین جا رضایت قلبی خودم رو از طرح نوین ساماندهی سایتها و وبلاگ ها اعلام می دارم !اصلا"چه معنی داره آدم حق حرف زدن داشته باشه ؟یا راجع به هر چیز مربوط و نامربوط دیگه ای اعلام نظر کنه ؟خدا رو صد هزار مرتبه شکر ما که تو مملکتمون مشکل نداریم همه چی تمومیم این وسط یه سری آدم معلوم الحال مثل نویسنده ای مطالب هستن که خوشی زده زیر دلشون بد فرم!دائم از مشکلات نداشته ملت وراجی می کنن یکی نیست بگه برادر من خواهر من عزیز دل عزیز جان(سانسور شد)تو به کار بقیه چیکار داری ندارن که ندارن آقای مسئول من به کوری چشم همه از همین الان آمادگی خودم رو برای همکاری اعلام می کنم بالاخره نظارت بر ۴ میلیون وبلاگ فارسی کارمند می خواد .

فقط تصور کن ۲ نصفه شب تازه چشمات گرم خواب شده صبح یه مطلب رفتی در مورد گوجه فرنگی کیلویی ۳۰۰۰ تومن و کلی هم دلیل آوردی که برادر من رفت و بر گشت به بازار میوه خدا هزار تومن کرایه ماشین می خواد آهنگ گوشی مو بایلت هم یه چیزی تو مایه های دنیا دیگه مثل تو نداره است چرتت رو پاره می کنه و یه صدای نخراشیده از اون طرف می گه :"بابت پاره ای توضیحات راجع به مطلب امروز وبلاگتون به ... مراجعه کنید "نه خدا وکیلی کدوم آدم عاقلی این ریسک رو قبول میکنه؟؟؟

پ.ن۱:توصیه م یکنم واحد دیه آدمی زاد به گوجه فرنگی تغییر پیدا کنه میشه ۱۰ هزار کیلو برای مرد و ۵ هزار کیلو برای زن به قرار کیلویی ۳۰۰۰تومن!

پ.ن۲:ما همین طوری هم مرض خودشیفتگی و توهم مهم بودن داریم وای به روزی که به خاطر گوجه فرنگی متهم به اختلال در نظم عمومی کشور و توهین و افترا به دولت بشیم

پ.ن۳:عزیزم محکوم شدن به خاطر نداشتن آزادی بیان می دونی یعنی چی؟یعنی مایکل مور فارنهایت ۱۱/۹ رو تو آمریکا می سازه ما برای یه وبلاگ مجانی باید تموم دار و ندارمون رو بریزیم رو دایره!همین طوری هم کلی تبلیغ منفی تو دنیا علیه ما هست عزیز برادر تو دیگه بهونه تازه درست نکن

پ.ن۴:خدیا بارالها غلط کردم توبه توبه خدایا غلط کردم پارسال تو انتخابات شرکت نکردم غلط کردم غلط کردم غلط کردم

پ.ن۵:تصور کن نویسنده وبلاگ رو که داره تو کویر با ماشین باباش می ره آهنگ "نبسته کس به من دل نبسته ام به کس دل "همایون شجریان رو گذاشته دستش رو از ماشین می ا ره بیرون لپ تاپش رو پرت می کنه تو شوره زار!!!!

پ.ن۶:کنکور نزدیکخ استرسم زیاد شده اگه این طرح دادن آدرس و نام و شماره تلفن برای وبلاگ نویسی جدی باشه که هیچی دیگه خداحافظ ولی اگه مثل طرح ساعت کار بانکها بود بازم همدیگه رو می بینیم

نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 11:49  توسط مسافر کوچولو  |