همدوش و همصدا حرکت به سوی نور
آغاز مدرسه وقت شکفتن است
در زنگ مدرسه بیداری من است
در دل دارم امید بر لب دارم پیامن
همشاگردی سلام همشاگردی سلام.........
یادتونه؟؟؟؟؟
از در و دیوار شهر بوی پائیز می آید فصل هنر نمایی خدا فصل کوله پشتی و کتاب و مدرسه فصل بازی و هیاهو
امسال بعد از ۱۶ سال دیگر نه کتابی هست نه کوله ای نه ۶ صبح بیدار شدنی نه صبحانه هول هولکی
نه پیاده روی های ۱۶ ساله قبل از کلاس اول صبح پائیز
امسال دیگر کتاب جلد نمی کنم تو قفسه کتابهایم جا کم نمی آید
کلاسور قهوه ایم گوشه کمد افتاده و کوله خاکی رنگم کنار میز
چقدر دلم برای انتخاب واحد تنگ شده برای بالا پائین رفتنم دلم برای صندلی های بهم چسبیده دانشکده هم تنگ شده حتی برای استاد مزخرف کوانتم
به خواهر هایم حسودی ام میشود وقتی کتابهایشان را توی قفسه ها می چینند..........
هنوز اول مهر که میشود حس همان همشاگردی سلام سال۶۸ـ۶۹ را دارم


