تبليغاتX
آخرین ستاره شب
بین رنج بردن و هیچ به ما حق انتخاب داده اند.من رنج را برداشته ام
۱.دختر سه ساله به خاطر آزارهای پدر می میرد و ما برنده نوبل حقوق بشر را از مملکت بیرون میکنیم!!!!چون ایرانی هستیم.بهترین ملت دنیا.ما سرشار از عواطفیم ما برای بچه هامان می میریم.ما نوع دوستیم برای همین پولمان را باید صرف ساخت دوباره کشور دوست و برادر بکنیم.

۲.تو به من خندیدی و نمی دانستی ..........می دونی که بیشتر از همه تو این دنیا تو منو میشناسی ،کی گفته از من غافل بودی می دونی که به گفتنت نیاز نیست...تو همیشه با همه پسرایی که میشناختم فرق می کردی جز اینکه.........جز اینکه تو هم مثل همه پسرا نگفته هات زیاده و نمیدونی این  نگفته ها چی به روز من آورده......گریه های تو تو آزمایشگاه ۷تیر پارسال رفتن من و .....سعید تو تا همیشه فرق داری، با همه ،مطمئن باش.

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 12:49  توسط مسافر کوچولو  | 
۱.الهی همه چشم شورای عالم چشاشون بترکه.یکیش خودم که سه شنبه به بابام میگم :"بابایی یه معجزه شده تو ا یران از اول امسال هیچ هواپیمایی سقوط نکرده!"

بازم بگم متاسفم؟ما که سهمیه هر سالمونه

۲.تیم ملی کاملا"ایرانی منو کشته اینم از فوتبال ایرانی میترسم فردا پس فردا با افغانستان هم بازی داشته باشیم بگن به برد فکر نکنین.

۳.آقا تو رو خدا یکی این هیوا یوسفی نویسنده ورزشی پرسپولیس سابق رو برام پیدا کنه تنها کسی بود که وقتی به خاطر رفتن هاشمی نسب حالم خراب بود آرومم کرد.حالا بیاد بهم بگه نیکی تو پرسپولیس ما چیکار میکنه؟؟؟؟؟؟

۴.اصفهان:

در اصفهان ماشینها پشت چرغ قرمز بوق نمی زنند!

در اصفهان راننده ها با سرعت نور می رانند!

در اصفهان پسرها همه کوتاه قد هستند!!!و من نمی دانم دخترها چرا افسردگی نمیگیرند در اصفهان!!!!!شاید چون همان پسرها خیلی با احساسند!

همه شنیده ها در مورد اصفهانی ها شایعه اسکتبار جهانی ست از بس به ما تخفیف دادند مردیم

در اصفهان و پارک شهید رجایی می توان سووشون را پیدا کرد

در اصفهان جمعه ها کاملا"تعطیل است.

در اصفهان چهار باغ آدم را دیوانه می کند

در اصفهان............خیلی خوش می گذرد

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:44  توسط مسافر کوچولو  | 
مرا کسی نساخت

خدا ساخت

نه آنگونه که کسی میخواست

من کسی نداشتم

او بود که مرا ساخت

آنچنان که خود میخواست

وقتی خواستند کار دل را در سینه  ام آغاز کنند

کسی نبود تا از خزانه دلهای خوب بهترین را برگزیند

تنها بودم

          چون اکنون

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:23  توسط مسافر کوچولو  |