تبليغاتX
آخرین ستاره شب
بین رنج بردن و هیچ به ما حق انتخاب داده اند.من رنج را برداشته ام
*قرار بود کلی از خودم بگم و ا ز آرزوهای کودکی و از بزرگ شدنای ناخواسته درست مثل به دنیا اومدن و رفتن که به خو است ماها نیست اما طبق یه اصل نانوشته باید انسان باشیم.خب نشد چون.........آخ ببخشید یادم نبود به خودم قول داده بودم از اتفاقایی که به قول نیما اکبرپور وبلاگ نویسا برای بالا بردن آمار خوانندگان وبلاگ مینویسن.........تولدی در کار نبود چون آرامبخشای آقای دکتر اونقدر قوی بود که ۱۹ و ۲۰تیر فقط خواب بودم ...........بگذریم.

*ایتالیا هم قهرمان شد.من که گفته بودم.

*اگه به کسی سر نمی زنم واسه اینه که دادیم ویندوز کامپیوتر رو عوض کنن زدن ناقصش کردن ۲۴ ساعت خوابه نیم ساعت کار میکنه و خاموش میشه.خواستم درستش کنم دیدم اینطوری بهتره به خصوص حالا که دارم میرم .یه کاری بود که خیلی وقته منتظر فرصت انجامش بودم و حالا وقتش رسیده.لازمه بگم؟که دلم برای همه تنگ میشه برای بعضیا بیشتر و برای یکی بیشتر از همه

*دیریست گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان

دیریست گالیا!به راه افتاده کاروان

عشق من و تو ...آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست................

قرارمون نبود که دروغ بگیم گفته بودم دروغ همه عهدا رو از بین میبره طبق یه قرار داد نانوشته یه دروغ همه چی رو تموم کرد .برای بستن عهد دوباره خیلی دیره ۴۰روزه اون عهد شکسته ست.برای دوباره بستنش دوباره تلاش نکن لطفا".سنگ بودم ........سنگ ترم کردی.................

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 9:37  توسط مسافر کوچولو  |