۲)تنگ ماهیا ی عید تو اتاق منه یه صورتی -نقره ای کوچولو و یه قرمز بزرگتر دنیایی دارن این دو تا واسه خودشون کوچولو تره از ضربه ای که به تنگ میزنم میترسه شروع میکنه این طرف و اون طرف دویدن می ره تا بزرگه رو پیدا میکنه پشتش قایم میشه،بعد نوبت بزرگتره ست می یاد جلو هی دهنشو باز و بسته میکنه،فکر کنم به زبون خودشون بد و بیراه میگه!اونقدر ادامه میده تا برم سر جام بشینم.دوسشون دارم.


