دیروز با وجودی که روبه روی کانال کولر نشسته بودم خیلی گرمم بود چند لیوان آب یخ از پارچ خالی کردم رو سر خودم و نشستم سر درسم الان احساس کوفتگی شدید در ناحیه ستون فقرات و پاها دارم و این دقیقا"همون احساسیه که وقت سرماخوردگی بهم دست میده
========================================
مامان خانم برنامه تابستان رو اینطوری تشریح میکنه:
۱)از رنگ این خونه خوشم نمیاد یه سری تغییرات و تعمیرات اساسی هم تو ذهنم هست امتحانات که تموم شد دست به کار میشیم
۲)بابات با دوستای دانشکده ش قرار گذاشتن برن ارومیه البته با خانواده!
۳)اصفهان هم که میریم تازه مرضیه رو پیدا کردم.
با این حساب کارم در اومد گفتم همین حالا بگم که اگه تابستون خیلی آفتابی نشدم نه خودکشی کردم نه مردم نه دچار خود درگیری شدم نه . . . فقط یه چیزی تو مایه های مارکوپولو شدم البته از زیر سنگ هم شده کره ماه هم برم یه کامپیوتر پیدا خواهم کرد و سفر نامه می نویسم.
======================================
خدایا به مشروطی هم راضی هستم فقط درسای این ترم پاس بشن بره پی کارش
======================================
شما می دونستین؟من که نمی دونستم !چی رو؟همین که چادر ملی هم داریم!طرح لباس ملی شامل چادر هم می شه.حالا اگه گفتین چادر ملی ما چیه؟همین چادرای عربی!!!!!!!!!من که هنوز تو کف این همه نو آوری موندم.دیدم بچه های دانشگاه یه مدتیه چادر عربی می پوشن نگو در حمایت از این طرح ملیه!!!!خوشم اومده میخوام یکیشون رو بخرم.
======================================
دیشب خبر ۲۰:۳۰یه چیزی راجع به قطع کمک مالی دولت برای بیماران خاص (دیابت) پخش کرد دلم گرفت یاد چند سال پیش که به بیمارای هموفیلی خون آلوده به ایدز تزریق کرده بودن افتادم.زن عموی مرحوم من هم دیابت داشت میدیدم چقدر اذیت میشه.شماها رو به خدا لااقل هوای اینایی که بیماری خاص دارن و درمانش خیلی هزینه بر هست رو داشته باشین. به خدا وقتی از دست برن تاسف هیچ کسی برشون نمیگردونه
======================================
تا صبح طیف تفسیر میکردم دیشب حالی داره وقتی همه رو چک کردم دیدم حتی یه دونه هم غلط نبود.یعنی میشه سر جلسه هم همین قدر مسلط باشم و بی استرس؟اولین امتحانمه.دارم برمیگردم امروز این اهل منزل(!)هم واسه من یه آهنگ چرت گذاشتن از این افشین "....غم دنیا رو بیخیال...لیسانس میسانس و بیخیال!!!!!!!!!!"که بهم دلگرمی بدن!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 9:22  توسط مسافر کوچولو
|